ان فی قلوب المومنین للحسین حرارة لا تبرد ابدا...

باسمک یا مرسل الریاح

 

در روز دهم محرم سال شصت و یک هجری...در هجوم نیزه  و تیر و شمشیر، حسین و یارانش مردانه جنگیدند که وقت، وقت نبرد بود و دلیری کردن...در سکوت محض..بی هیچ بگو مگویی...در نهایت غربت...غربتی "رمز آلود"...

...

و هزار و چندصدسال است که شیعه دارد داستان غریبانه آن روز طوفانی را بازگو میکند...

تو گویی فرصتی باید بیش از هزار و چند صد سال و اندی، که در هر محرم، لحظه لحظه آن یک روز، "روز دهم"، باید کش بیاید و بازگفته شود...

و شیعه ی دلسوخته، سالهای سال است که تلاش میکند آن "رمز" بزرگ را کمی، فقط کمی بفهمد...

با این که میداند همه تاریخ نیز زمان کوتاهیست برای رمزگشایی آن نصف روز... "روز واقعه"

 

و اما تو، 

بی دلیل نیست که هربار روضه کربلا را میشنوی، انگاری داغی تازه بر داغهای قدیمی افزوده میشود و  هربار نَفَست از عظمت این حادثه شگفت، بند میآید...

بی دلیل نیست که هر شعری که برای حسین، و اولاد حسین و اصحاب حسین سروده میشود، رنگی از تازگی به خود دارد...

هر دسته عزایی و هر هیئتی که از کوی و برزنی رد میشود، انگار داستانی تازه و روایتی نو از آن واقعه را روایت گری میکند...

.

.

.

آقا جان، مولا جان...سرور ما،

تمام هویت ما، تمام هستی و چیستی ما، در همین تکرار معنا میشود...

شما را قسم میدهم به سرخی پرچم افراشته بر حرمتان، که شیرینی این تکرار تلخ را از دلهای ما نگیرید... 

.

.

.

لا یوم کیومک یا ابا عبدلله...

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ادامه جواب مشکاة به مصباح

البته جک و جونور یه مساله حل نشدنیه که با یه جمله "من به سگ آلرژی دارم" خیلی براشون قابل درک میشه انزجار تو از حیووناشون...و نمیذارن بیان سراغت در کل زندگی در خارج از ایران عزیزمون، "زندگی پرچالشیه" که همه ادمها لزومن دوسش ندارن...ولی من آدم اهل ریسکی هستم و دوس دارم... و اینکه من نمیدونم شما بچه دارین یا نه و چند سالشونه...بنظرم میتونه فاکتور بسیار بسیار مهمی باشه چون زیاد نمیشه روی بچه ای که باید مدرسه بره، کنترل داشت....من بلد نیستم اصلن این موردشو:) ولی در کل توصیه من اینه که اگه رفتی، باید هی داشته هاتو رفرش کنی تا یادت نره، و اینکه با اعتماد بنفس باشی و یهو چمشتو باز نکنی ببینی مقهور دنیای مدرن اینها شدی و دلت نمیخواد برگردی...

مصباح

مشکاة جان یک دنیا ممنون از این جواب مبسوط تجربه دوری رو دارم. بچه هم تازگی خدا بهمون داده.. اقامت هم اگه دست بده که از خدا می خوام نده [نیشخند] موقت خواهد بود و برای مجهز شدن به سلاح هایی که اینجا امکان دست یافتن بهشون رو نداریم مشکل من اینه که کلاً در مواجهه با تغییر شرایط خیلی "سخت" هستم. اونم تغییراتی به این عمق و وسعت! باز هم ممنونم عزیزم از وقتی که گذاشتی. ان شالله هر کجا هستی سالم و موفق باشی و در پناه خدا.

مامان پسرا

دقیقا! دقیقا همین چند ساعته دارم به این جملات فکر می کنم. چه سری نهفته است در آن روز! بی دلیل نیست که هر شعری که برای حسین، و اولاد حسین و اصحاب حسین سروده میشود، رنگی از تازگی به خود دارد... هر دسته عزایی و هر هیئتی که از کوی و برزنی رد میشود، انگار داستانی تازه و روایتی نو از آن واقعه را روایت گری میکند...

مامان پسرا

آغا! چرا برای من پرچم آمریکا رو زده؟[متفکر][کلافه][عصبانی] چرا سه بار اومده؟[تعجب]

فاطمه بهار ذوق زده!

سلام خوب راستش هی میومدم میخوندم لذت میبردم روم نمیشد کامنت بذارم. حتی چندباری هم می نوشتم ولی ارسال نمیکردم [من نبودم] ولی ذوووووق کردم حسابی وقتی سلامم رو جواب دادین تو کامنتدونی رضوان جان [فرشته][هورا] خب راستش این اسم خودم نیست ولی خیلی دوسش دارم. اتفاقا همین امروز به همسری میگفتم میخوام یه هفته دخترم رو زینب سادات صدا کنم یه هفته فاطمه بهار! آخه از هیچکدوم نمیتونم بگذرم اونم میگفت خب دوتا دختر بیار چه کاریه! والا! خب ما هنوز یکی شم نداریم...[بغل] من وقتی میگم فاطمه بهار همش فکر میکنم دارم بهار و تمام دنیای حضرت علی رو صدا میکنم... حیف که هر چی مینویسم بازم انگار منظورم رو نرسوندم... ببخش از اینهمه درد و دل... التماس دعا

تا خاتم عشق

جواب سوالمو توی جمع آسمانی ما دادین. لطفا تند تند پست بذارین. نوشته هاتونو خیلی دوست دارم

تا خاتم عشق

نه عزیزم. من با همین اسم" تا خاتم عشق" سوالی درباره ی ارتباط با نامحرم در دانشگاه گذاشتم که شما زحمت کشیدین کمکم کردین و نظرتونو گفتین.

نجمه

مشكات جان برايت يك ايميل فرستادم من همون آدم بده جمع آسمانيم[زبان]

فرفری

یه اعتراف صادقانه که نمیدونم تا حالا اصلا همچین چیزی از من شنیدی یا نه!!!!!!!!!!!: امسال محرم خیلی دلم به حالت سوخت لابد میگی دلت به حال خودت بسوزه آره به حال خودم هم میسوزه ولی داشتم فکر میکردم خدا اون رو رو نیاره که به هر دلیل یا کمتر از دلیلی مجبور شم این شهرو یا حداقل این کشورو ول کنم و برم ...