کرکره ها بالا!

باسمک یا ﻳﺎ ﻣﻦْ ﺗَﻮاﺿَﻊ ﻛُﻠﱡﺸَﻰ ﻟِﻌﻈَﻤﺘِﻪ

 

یکی از تفاوت های عمده ی فرهنگی ما و فرنگی جماعت تو نحوه ی تعامل با ادمهایی مثلن در جایگاه استاد دانشگاه و یا پزشک هست.

این چند وقته نحوه ی برخورد استاد با شاگرد و شاگرد با استاد  و همچنین مریض ها با دکترها خیلی برام جالب و متفاوت با فرهنگ خودمون بوده. مثلن اون نحوه ی تواضعی که البته خیلی هم ناشی از تواضع قلبی نیس و بیشتر تواضع از سر اجبار و رسم و رسوم فرهنگیه، اینجا نمود چندانی نداره. یعنی شاگرد احترام ویژه ای نه در کلام و گفتگو و نه در زبان بدن (body language)  قایل نیس و البته استاد بیچاره هم خیلی بخودش اجازه طلب احترام نمیتونه بده چون زیاد خریدار نداره:)  جوریه که پا شدن جلوی پای استاد اصلن به هیچ وجه چیز رایجی نیس یا اینکه وقتی استاد در حال تدریسه دانشجوها خیلی راحت میخورن و این کار خیلی عادی تلقی میشه. حتی این مساله تو نحوه ی احوالپرسی استاد و دانشجو هم خیلی توی چشم میزنه و جایگاه دانشجو توی این جور مکالمات خیلی موازی تر و هم رده تر از چیزی هست که من توی فرهنگ خودمون دیده ام.

در تعامل دکترها با مریض ها هم این رو میبینم. مثلن وقتی مریض زیر دست دندونپزشک هست، توی ایران چیزی که بیشتر دیده ام اینه که بیمار سعی میکنه هی از کار دکتره تعریف کنه و قربون صدقه ش بره تا بلکه بهش زودتر برا دفعه بعدی وقت بده و کارشو بهتر انجام بده! در حالیکه اینجا بیمارا اعتماد بنفس بیشتری در مقابل دکتره دارن و مثل وقتی دهنشونو میتونن باز کنن حرف بزنن و دکتر مشغول کاریه تو همون اتاق، خیلی راحت از تعطیلات اخر هفته ی قبلشون خاطره میگن و دکتر هم خوب همراهیشون میکنه البته!

قصد ارزش گزاری ندارم و حدس میزنم که این جماعت کلن با کسی که دارن بهش پول میدن برا گرفتن خدمتی، همینجوری با اعتماد به نفس خیلی بالا برخورد میکنن و یه جوری اون فرد رو به استخدام درومده ی خودشون متصور میشن....این رو به این خاطر میگم که مثلن توی برخورد مردم با کارمندهای ادارات دولتی، مراجع ها تواضع خیلی بیشتری از خودشون بروز میدن برا اینکه کارشون راه بیفته!شاید یه دلیلش این باشه...

یه دلیل دیگه ش هم قطعن فرهنگ رایج به صورت کلی در یه کشور هست...همینطور رقابتی بودن بازار مثلن پزشک ها که پزشکا رو مجبور میکنه با مریضاشون تعامل خیلی دوستانه تری داشته باشن...

 

****

مسالتن:

آیا اینجوری که مینویسم خوبه؟ نظرتون چیه؟ مقبول می افتد؟

/ 10 نظر / 16 بازدید
فری

[گل] شما بنویس، کسی انتقاد کرد بگو من خودم در تاییدت با موضوعات و قطعها و رنگهای مختلف، در مجلدات بیشمار! برای سنین مختلف، با اعتماد به نفس کتاب بنگارم و افاضه سخن کنم :) مگر نه اینکه "الناس علی دین ملوکهم". بنویس خواهر جان بنویس، بلکه در این زمستان سرد سرمو از زیر پتو بیارم.

هم اندیش

سلام خواهر همزاد پندارم خوبی؟ دلم برات یه ذره شده کجایی؟ اومدم بنویسم نیسی و چرا نمینویسی که دیدم بعله نوشتی [چشمک] موافقم با حرفات البته هرچی بنویسی من میخونم و دوسدارم کلا دیدت متفاوته و این خوبه گاهی حسرت این فضای متفاوت رو دارم که مث قبل تو فضا و بر خورد متفاوت قرار بگیرم و قکر کنم و مقایسه وبعد خودم به نتیجه برسیم کدوم خدا پسندانه تره!! هییییییییییییییییییی روزگار چقد خدا نعمت میده که وقتی ازمون میگیرتش میفهمیم چخبر بوده...

فاطمه بهار

به همین زودی دوباره نوشتی؟!!!! [تعجب] [تعجب] [تعجب] [متفکر] [متفکر] [عینک] [عینک] [هیپنوتیزم] [دست] [دست] [دست] بلی بلی بسیااااار خوب است دوست گرام. به همین سیاق و به همین سرعت [نیشخند]

معصومه

آه وای قلبم درد گرفت! یه دفعه ای با دو تا پست مواجه شدم! حالا چه جوری هضم کنم؟؟!!![نیشخند]

بهار(بانو)

مشکاه جان سلاام....نگفتی من بیام اینجا یه دفعه سنگ کوب کنم....دوتا پست نخونده.....خانوم شما بنویس هر جوری بنویسی ما دوست داریم....... اما در مورد احترام.....درسته همه صحبتات قبول دارم ولی اگه خودت در یه جایگاهی باشی و بنا به فرهنگی که داری انتظار یه احترام داشته باشی اونوقت شاید اولش یه کمی تو ذوقت بخوره....مثلا من اوایل همکارام وقتی باهم کار داشتیم خیلی گرم و صمیمی بودن اما مثلا اگه یه روز می رفتم تو اتاقشون و با اون یکی نفر کار داشتم اون شخص یه سلام زورکی سرد می ده....خوب برای من ایرانی که وقتی هم دیگرو می بینیم کلی قوربون صدقه هم میریم و احوالات همه قوم و خویش و همسایه را می پرسیم خوب اینمور چیزا تو ذوقم می زنه.... این احترام موازی خیلی هم عالیه اما یه جاهایی بنا بر عادتی که داریم ما را تو این جوامع دچار کمبود محبت می کنه

محدثه

سلامعلیکم خواهر مشکاه خوبی؟ البته که ما چون با این نرم افزارهای ار اس اس خون وبلاگتون رو دنبال میکنیم از آپدیت شدن وبلاگتون خبردار میشیم، اینو گفتم برای اون دسته از رفقایی که یهو سنگ کوب کردن از مواجهه با دوتا پست شما و اما ... ما به شدت اسقبال میکنیم از تند تند نوشتن شما! از جون آبجی این پست آخریه یه کم سنگین بود، لطفاً زیر دکترا بنویسید بفهمیم و یه چیزی برای چست قبل! یعنی اصلاً نمیتونم با پاییز و زمستون ارتباط برقرار کنما! بس که شروع نشده میوفتیم به روغن سوزی مخلصیم

پرواز

سلام گلی. کم پیداییا، خوبی؟ حالبه منم می خواستم به زودی درباره رفتار مردم اینجا خصوصا در پستهایی مثل پزشک و شبیه اون بنویسم. می نویسم ایشالا [لبخند][گل] فرق اینجوری با جور قبلی که می نوشتی چیه مگه؟

m.h

عزیزم بنویس باقلم ساده وروانت هرچه میخواهد دل تنگت بگو... که همه را با دل وجان خریدارم[ماچ]

بیوتن

خامنه ای دات آی آر بودم یهو دستم رو گوشی چپ و راست شد وبلاگ شما باز شد دیدم انگار آنلاینی. چه سعادتی♥