ندانم های بسیار است....*

باسمک یا خیرالمسئولین!

 

دارم فکر میکنم باید زنگ بزنم دفتر مرجعم!

سوال دارم!

سوالم شاید در مجموعه سوالات مستحدثه جا بگیرد! نمیدانم...

 

میخواهم بپرسم اگر در آفیس1، تو تنها باشی و در حال نماز خواندن، هم آفیسی ای وارد شود و به زبان فرنگی سلام کند، تکلیف چیست؟!

 

*****

*شعر مولانا/ آواز شهرام ناظری/  گل صدبرگ 

1-office/اتاق/محل کار/اتاق مطالعه

 

 

 

 

/ 29 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فری

اصلادیگه میخوام صفحه وبلاگت رو باز کنم حس میکنم الآن قیییژژ صدا میده، گرد و خاک بلند میشه ازش حتی، تار عنکبوت حتی تر... [نیشخند]

فاطمه بهار

سلام خواستم بگم منم خیلی این کامنت بیوتن ماااااه رو دوست داشتم [بغل] به خدا پناه میبرم از شر "من".....

پرواز

سلام مشکاة جانم. گلی خانم عابدینی باز هم سمینار گذاشته البته نمی دونم چقدر موضوع این بارش برات لازم یا جذاب باشه. موضوعش استرس هست و به طور خاص ترس از نرسیدن به موفقیت. جزییات بیشتر توی وبلاگشون هست سوالی هم داشته باشید جواب میدن. آدرس وبشونو که داده بودم قبلا zabedini.persianblog.ir گفتم شاید دوست داشته باشی 3>

فری

[منتظر] [خمیازه]

معصومه

سلام سال نو مبارک خانمی دیگه کم کم دارم نگران می شم! خوب هستی که ایشالله؟[گل][قلب]

دلابانو

غرض عرض سلام بود فقط بانو دلم گرفته بود گفتم بیام یه التماس دعایی بهتون بگم

محبوب حبیب

سلام. من تازه به وب تون آشنا شدم و مشتری :) حالا مسئلتن؟ چی شد آخرش؟ :)

محب

با اجازه لينك شديد مفتخرا[لبخند]

حدید

سلام "مشکوه" عزیز... از وبلاگ رضوان باهاتون آشنا شدم سالها منتظر هستم که انشاالله همسفری از جنس خورشید پیدا کنم...همسفری که در کنارش و با حضورش دو نفری سرباز یوسف زهرا بشیم....حتما لیاقت من خطاکار نبوده تا حالا....وگرنه لطف خداوند بیشتر از اینهاست....دارم جهاد با نفس میکنم برای ساخته شدنم و کمی هم تا قسمتی دلشکسته ام...و فکر می کنم تاب و توانم رو دارم از دست میدم....اما نمی زارم ناامیدی به دلم راه پیدا کنه....تصمیم گرفتم از چهل تا زوج مومن و خوشبخت که متوجه ی حاجتم میشن درخواست کنم برام دعا کنن.....تا انشالله به زودی خبر ازدواجم رو با یه مرد مومن به تموم فرشته ها خبر بدم....خییییییلی به دعا احتیاج دارم خواهری.... اولین حلقه ی من میشی!؟ به اینجا سر میزنم که اگر برای رسیدن به حاجتم همراه من شدی .دومین حلقه ی"چهل زوج امام زمانی که برایم دعا کردند" رو با نام شما در وبلاگم بنویسم.

منتظر

سلام ونور ..جالب بود وبلاگتون بخصوص اینکه شدیدا کنجکاو شدم که شما کجا زندگی میکنید ...جسارتا[خجالت] دست به قلمتون مستدام موید باشید